۸ آبان ۱۳۸۹

تخته

داريم تخته بازي مي كنيم. وسط هاي بازي است و حساسيت زياده. مهره من از بازي خارج شده و بايد 2 بيارم تا بشينم. اگه 6 و 2 بياد مي تونم مهره داداشم رو هم بزنم كه نور علي نور مي شه.
- كاش 6 و 2 بياد
تاس رو مي ريزم. يه عدد چرت مياد كه براي من هيچ فايده اي نداره. نوبت داداشمه. ميندازه زارت 6 و 2 مياد كه براي اون هم تاس خوبي نيست.
- ما كه 6 و 2 نخواسته بوديم.
- اين درخواست ما تا بالا رفت و برگشتش يه خورده طول كشيد. براي شما اجابت شد.
كلي مي خنديم.
نوبت منه. دوباره مي گم:
- خدايا 6 و 2 !
و اندازه يه تاس ريختن صبر مي كنم و اون موقع تاس مي ريزم.
فايده اي نداره. فكر كنم اين دست مارس بشم.

۴ آبان ۱۳۸۹

راهکار سوم

راه‌كارهايي كه براي زيستن مردم برمي‌گزينند را مي‌توان به سه زير مجموعه تقسيم كرد:
1.راه اول راه خطرناكي است. ولي متاسفانه اكثر انسان‌هايي كه مي‌شناسم اين راه را برگزيده اند. در اين راه اشخاص مقصود خود را به صراحت بيان نمي‌كنند. خيلي مراعات ديگران را مي‌كنند. اگر از چيزي رنجيده شوند به زبان نمي‌آورند. كساني كه اين سبك را برگزيده اند دچار مشكلات فراوان مي‌شوند. مثلا چون مقصود خود را بيان نمي‌كنند، اغلب به مقصود خود هم نمي‌رسند. در كمتر جايي احساس راحتي مي‌كنند تقريبا با همه مشكل دارند حتما از خودتان مي‌پرسيد پس به چه دليل اغلب انسان ها اين راه را برمي گزينند. جواب ساده است. زيرا در ظاهر همه چيز عادي و اغلب ايده ال به نظر مي رسد. گويي هيچ مشكلي وجود ندارد. اين افراد خود را هم به خوبي فريفته اند. در خواب غفلت به سر مي برند. سايرين را به يكديگر نشان مي دهند و از مشكلات آن ها سخن مي گويند.و مي خندند و فكر مي كنند خود هيچ مشكلي ندارند. ولي بنيان اين نوع روابط سست است. وقتي مشكلات روي هم جمع شوند ناگهان با كوچكترين نزاع كه مسخره به نظر مي رسد از هم مي شكند و ديگران با تعجب خواند پرسيد: چه شد كه اين چنين رابطه اي زيبا از هم پاشيد

راه دوم خطرات خود را دارد. ولي به خطرناكي اولي نيست.در اين راه افراد مشكلات خود را با فرياد به گوش همديگر مي رسانند. هميشه با هم نزاع مي كنند و به هم فحش هاي آب دار مي دهند. ديگران وقتي چنين كساني راببينند فكر مي كنند كه اين رابطه به زودي از هم خواهد پاشيد در حالي كه چنين نيست. در چنين روابطي افراد بعد از دعوا روحياتشان آرام شده و فشارهاي عصبي از روي آن ها برداشته مي شود. زندگي به حالت عادي برمي گردد. دير يا زود دعوايي ديگر شروع خواهد شد. اگرچه اين رابطه ناپايدار است و به انجام مي رسد ولي بسته به شرايط مي تواند ادامه داشته باشد.

راه سوم بهترين و تنها راه حل باقي مانده است كه متاسفانه اكثر مردم از آن استفاده نمي كنند. در اين روش افراد مشكلات خود را به صورتي منطقي بيان مي كنند. در اين راه كه در واقع تعديل شده ي راهكار دوم مي باشد ممكن است خواسته هاي فردي مورد قبول ديگران واقع نشود و كمي از نشانه هاي روش قبلي بروز كند ولي چون در فضا منطق حاكم است راه حلي يافت خواهد شد. اگر شخصي از مسئله اي ناراحت باشد آن را بيان مي كند كه اكثر انسان ها اين شجاعت را ندارند. و سايرين سعي در رفع آن مي نمايند. هر چند ممكن است اين راه خطراتي داشته باشد از دو راه قبلي مفيدتر مي باشد. من جمله اي كه اين نوع برخورد باعث ايجاد كدورت مي شود. البته توجه داشته باشيد كه كدورت بوجود آمده در روش دوم به مراتب بيشتر است ولي چون محيط در انجا طوري است كه همه همين برخورد را دارند مشكلي پيش نمي آيد. حكيمي را گفتند تو از چه چيز باك داري؟ گفت از آن كه همه در بند تعارفات و تجاهلات گرفتار آيند و آنجاست كه گويند: خفته خفته را كي كند بيدار. اميدوارم روزي فرارسد كه همه راه سوم را برگزيده و زندگي را برخود راحت كنند.
08:21 ب.ظ 2010/08/15


۲ آبان ۱۳۸۹

ژانر

این دخترایی که وقتی با بزرگترشون میان بیرون شیطون میشن

۲۴ مهر ۱۳۸۹

- وقتی که شوخی می‏‏کنیم اگه فحش بالا و پایین هم‏و بدیم هم مهم نیست ولی وقتی که دعواست یه "احمق" هم حس بدی‏ه

۱۲ مهر ۱۳۸۹

اگه یه منبع مالی بی نهایت داشته باشی چی کار می کنی؟

- می ریزم تو کار تجارت اسلحه
- سرمایه گذاری می کنم. تو شرکت های مختلف
- یه خونه می خرم که یه استخر بزرگ داشته باشه پر مارتینیییییی
- یه جای دنج یه خونه می سازم. جایی که کسی نباشه. کشاورزی می کنم
- تو ایران آزادی می آرم
- یه موسسه فرهنگی می زنم که توش کارهای هنری بشه. شیک و پیک. جایی که وقتی کسی می ره اونجا برای هنر بره. نه برای چیز دیگه

۱۰ مهر ۱۳۸۹

تنها تغییر، تغییر نمی کند

سرتون رو درد نمی آرم. "کارهای یکسان نتایج یکسان دارند".
- حالا نمی شه یه تبصره ای چیزی باشه؟
- نه!!!
این چند روز نقد شدم. منصفانه یا غیر منصفانه. درست یا غلط. باید تغییر کنم. باید تغییر کنم؟
این امتحان ه یا عذاب؟ نمی دونم. فقط یه چیزی و خوب می دونم. هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیره