امروز، 12 آبان روز ورودي ماست. ما يعني ورودي هاي سال 88 دوره دكتراي تخصصي پيوسته بيوتكنولوژي دانشگاه تهران. يكسال گذشت. الان هرچي فكر مي كنم چيز زيادي به خاطرم نمي رسه. فقط اين كه گاهي وقتا بايد مثل گاو سرتو بندازي پايين و راهتو بري. يكي يه چيزي مي گه، يكي يه چيز ديگه. مهم نيست يا بايد واست مهم نباشه.
يادش بخير اولين كلاسمون بود. جلسه اول فيزيك داشتيم.
یادش بخیر!!!خیلی خوب بود!ولی زیاد هم لازم نبود عین گاو سرتو بندازی پایین و هیچی نگی!!!بر عکس باید سرتو بالا می گرفتی و حمله می کردی که کشته نشی!!!توی اون شرایط سخت!!!:D
پاسخ دادنحذفمیدون جنگ میرین مگه یا گاو بازی!!
پاسخ دادنحذفچه خبر اونجاااا:D:D
خبري نيست. سلامتي. كلا همه سر كلاسا خوابيم D:
پاسخ دادنحذفاینو خوب گفتید!اونقدر امنیت برقراره و صلح و آرامش هست که راحت می خوابیم:D
پاسخ دادنحذفمیگم اگه اینقد بیکارین که سر کلاساتون میخوابید!!یه پلخمونی چیزی بگیرید اونورا جند تا چخوک شکار کنید که دیگه مجبور هم نباشید پول سلف و اینا رو هم بدید:D:D
پاسخ دادنحذفبا اين حرفت ياد دبيرستان افتادم. سر كلاس بچه ها اين مواقع مي گفتن:
پاسخ دادنحذفBOOOOOOWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWWW
ما این مواقع میگفتیم:
پاسخ دادنحذفWOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOOWWWWWWWWW