من الان نميدونم كه چه سالي رفتم دبستان. يا مثلا دبيرستان. يني اگه بخوام بشينم محاسبه كنم مي تونم درش بيارم ولي خب اهميتي نداره. اولين دفه اي كه مثلا فلان كارو كردم چند سالم بود. يا مثلا فلان سال كه رفتيم مسافرت چند سال پيش بود. بارها شده كه فكر مي كنم خيلي سال پيش اين كارو كردم ولي مثلا پارسال بوده.
ولي خب وقتي اومديم دانشگاه به اسم ورودي صدامون مي كنن. من هشتي ام. اينو نمي خوام. مي خوام يادم بره. بدتر از اون اين كه سال و ماه و روز تولدم هم واضحه. بعضي وقتا به خودم مي گم خوش به حال قديمي ها كه تاريخ تولدشون رو دقيق نمي دونستن. اونايي كه الان نمي دونستن چند سالشونه شايد.
به همين دليله كه اينجا رو مي خوام تعطيل كنم. اخرين پست احتمالا ادرس وبلاگ جديدمه.
:)
ولي خب وقتي اومديم دانشگاه به اسم ورودي صدامون مي كنن. من هشتي ام. اينو نمي خوام. مي خوام يادم بره. بدتر از اون اين كه سال و ماه و روز تولدم هم واضحه. بعضي وقتا به خودم مي گم خوش به حال قديمي ها كه تاريخ تولدشون رو دقيق نمي دونستن. اونايي كه الان نمي دونستن چند سالشونه شايد.
به همين دليله كه اينجا رو مي خوام تعطيل كنم. اخرين پست احتمالا ادرس وبلاگ جديدمه.
:)
منم مي خواستم وبلاگم رو ببندم يه مدت. ولي نبستم. تو هم نبند. (استدلالو داشتي؟)
پاسخ دادنحذف_________________
روزی که داشتم الف لام میمو می بستم یکی این نظرو گذاش واسم :)