۲۸ دی ۱۳۸۸

حرص آدم تمومی نداره...

صبح زودتر از خواب پا می شی.می ری مرکز اینترنت خوابگاه تون.دیشب با علی رفتین بیرون کابل شبکه گرفتین.ما رو بگو فکر می کردیم کابل شبکه همون کابل تلفونه.
یه مهندسی هست که خیلی آدم خوبیه.اول ازت می پرسه که نمی تونین با وایرلس کانکت بشین؟-نه.بعد می ره و کلی سیم های توی مرکزو دست کاری می کنه که سیم اتاق شما هم وصل بشه.خیلی طول می کشه ولی می ارزه.ناسلامتی می خوای اینترنت داشته باشی.
بعد از کلی سروکله زدن با اونا می گه که اینترنتون درسته فقط باید برین آی پی بگیرین.میری آی پی میگیری.بعدا می فهمی که سیم ها درست وصل بوده و چون آی پی نداشتی نمی تونستی کانکت بشی.می آی اینترنت و وصل می کنی.یه چیزی می زنی که دانولود بشه که سرعت دست بیاد.سرعتش مثل شریفه.
شب برمی گردی خوابگاه.با هم اتاقی های قبلی ت چت می کنی.وهاب هم آنه.وب می دی.وب می گیری.کم کم سرعت داره می ره بالا.طوری که از صفحه عکس می گیری.عکس باحالیه.
می ری تو نخ دانلود.هی فیلم دانلود می کنی.موزیک ویدیو.سریال.هرچی.
تو مشهد با دیال آپ می رفتی تو اینترنت.کار خاصی نمی تونستی بکنی.الان خیلی کارا می تونی بکنی.علی می گه مثل این می مونه که رمز یه بازی خوب رو وارد کنی و بعدش بازی بی مزه می شه.ولی بازم حال میده.
شب امتحان فیزیک یکی از بچه ها لپ تاپ شو می آره و شورشو در می آره.چیزی که ما تو یه شب دانلود کردیم از محدودیت های چند ماهه اینترنت پرسرعت هم بیشتره.
درخواستی دانلود می کنی.شایدم بشه ازش پول در آورد.شاید.
خسته شدی.
می گم دیگه حرص آدم تمومی نداره...
1

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر