یه دفعه که حال داشتم نشستم یه تقریب زدم ببینم ماها چقدر از عمرمون رو تو قطار می گذرونیم. شده بود یه کسر نسبتا بزرگ. تو قطار که هستی اتفاق های جالبی برات میوفته. یه بار داشتم می رفتم مشهد با یه خونواده سه نفره افتاده بودم. یه بچه دوساله داشتن. این آقا آیدین هر ترانه ای که باباش اولش رو می خوند ، اسم خواننده شو می گفت. با این حال درست نمی تونست جملات رو ادا کنه. خیلی جالب بود. باباشم معلم هنر بود و کلی از سر کار گذاشتن شاگردهاش سر کلاس می گفت و ما هم می خندیدیم.
یه بار دیگه تو یه کوپه نشسته بودم که تقریبا همه دانشجو بودیم. تو این کوپه شش نفره سه نفر با هم آشنا بودن و من و دو نفر دیگه با همه غریبه بودیم. جاتون خالی این سه نفر از اون اول که نشستن تو قطار تا تهش اینقدر حرف زدن که من سرم رفت. حالا کاش حرف های درست و حسابی می زدن. گویا تازه دانشجو شده بودن. مثل من. آمار کل دخترهای دانشگاهشونو داشتن. دوتاشونم گویا مخی زده بودند و حسابی کلاس میزاشتن واسه اون یکی دیگه. اونم کم نمیاورد و چرت و پرت جوابشونو می داد. یادمه حتی یه لحظه هم نتونستم بخوابم. چشمتون روز بد نبینه قطارش اتوبوسی بود. خلاصه هرچی اون دفعه خوش گذشت این دفعه بد گذشت.
تو این پست منتظر چیز جالبی نباشین.
حالا نیست قبلا چیزهای جالب می نوشتم...
پاسخ دادنحذفee hala chi migoftan? begoo shayad jaleb shod:D
پاسخ دادنحذفman ham hardafamo tu ghatar sabt mikonam....... shayad chapeshun konam ye ruzi.....mano ham ghatari ha!
پاسخ دادنحذفعجب
پاسخ دادنحذفاین قطارم برا خودش داستانیه !
ما یه بار با یه خانومه هم کوپه ای بودیم که فامیلش احمدی بود .میگفت به من میگن احمدی شفا ! دستم شفاست !مام گفتیم حالا ضرر نداره که یه دستی هم به سر ما بکشید.ولی چشمتون روز بد نبینه.از اون روز حالمون وخیم بود . وخیم تر شد
:D sho yadam raft bezaram !!!!!
پاسخ دادنحذفsalam !!! (natije mishe k man aslan adame khasisi nistam !)
پاسخ دادنحذفmigrain ra daryaftim !!!!
eee!che jaleb akhe yedafe manam ba hamin ghatar otobosia miraftam teh eine hamin etefaghaee ke gofti oftad....vali chizaee ke ona migoftan jaleb boda.laaghal vase man:D
پاسخ دادنحذف