۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

فرشته

انقلابه. داریم پیاده میریم. یه جاهاییش زیادی تاریکه. یه دختری داره فال می فروشه. با یه تاج خوشگل رو سرش. نمی خریم. میریم یه ذره جلوتر. یه دختر دیگه نشسته کنار خیابون. فال هاش کنارش رو زمینه. حواسش یه جای دیگه است. کنج یه دیوار داره با کبریت آتیش روشن می کنه. فکر کنم دخترک کبریت فروش رو دیده . نمی خریم.

۸ نظر:

  1. shoma didin dokhtarake kebrit foroosho ya un dide ?

    پاسخ دادنحذف
  2. che ahamiati dare?
    oonam age b jaye U bood rad mishod

    پاسخ دادنحذف
  3. من که نفهمیدم چی می گن. هر دو نفرش رو عرض کردم

    پاسخ دادنحذف
  4. salam,tanha rah naro khatarnake bolandet mikonan
    ha.
    az in vara ham bia

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام کوروش جان. تنها نبودم. کم سعادتی ما بود که اومدیم و شما نبودی...

    پاسخ دادنحذف
  6. شما هم که هر دوتاشون رو شرمنده کردی:D
    حداقل از یکیشون میخرید!

    پاسخ دادنحذف
  7. مثل این که مشهدی ها رو نشناختی

    پاسخ دادنحذف