۱۸ تیر ۱۳۸۹

1.آدم كسي رو كه دوست داره ازش تاثير ميگيره. خفن. خيلي خطرناكه. همينو بگم دلم نمي خواد تاثيرپذيرنده باشم. ولي خوب چه كنيم. تازگي ها متوجه شدم كه حرف هايي كه ملت مي زنن و منطق هايي كه ميارن تا تو رو قانع كنن با چند تا كلمه مي شه نقض كرد و بعدش هم ميشه راست راست راه خودتو بري. اين طوري بهتر هم هست. پيش به سوي تاثيرنپذيري

نكته دو كه دريافتم اينه كه دوست ندارم اگه كاري رو مي كنم واسه اش الكي بهونه بيارم. دوست دارم مسئوليتش رو تا ته قبول كنم.
كشته مرده آدم هايي ام كه مسئوليت قبول مي كنن. پيش به سوي مسئوليت پذيري.
نكته سه اين كه آقا ما گفتيم يه تفالي بزنيم و اين اومد
ما زياران چشم ياري داشتيم / خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
قديما بيشتر شعر مي خوندم و داستان. بايد دوباره برگردم به گذشته ها

4.يه نفسي مي اد و ميره

5.فدا مدا
6. اين طرز نوشتن تاثيرپذيرفته شده از يه وبلاگ باحاله. چه كنيم ديگه. آدم از چيزهايي كه خوشش مي آد تاثير ميگيره.
7. يه چيزهايي مي خواستم بگم الان يادم نمي آد.

۴ نظر: